مصاحبه‌
نقطه نظرات فرانسیس گری در خصوص تأثیرگذاری هوش مصنوعی بر سیستم مالکیت فکری

۱۳ آذر ۱۳۹۷

مصاحبه با فرانسیس گری

نقطه نظرات فرانسیس گری در خصوص تأثیرگذاری هوش مصنوعی بر سیستم مالکیت فکری

به دنبال گردهمایی ۲۰۱۸ سازمان جهانی مالکیت فکری «WIPO» که در مورخ ۲۴ سپتامبر تا ۲ اکتبر و در قالب ۵۸امین سری از سلسله جلسات این سازمان برگزار گردید، «فرانسیس گری» مدیر «WIPO»، دیدگاه‌های خود را در خصوص استفاده از هوش مصنوعی «AI»، به منظور هدایت قوانین، سیاست‌گذاری و همچنین اداره سیستم مالکیت فکری در سراسر دنیا، بیان نمود. در این نوشتار، بخش‌هایی از نقطه نظرات مطرح شده، ارائه گردیده است.

تأثیرگذاری هوش مصنوعی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

هوش مصنوعی را می‌توان یکی از مرزهای جدید دیجیتالی دانست که از لحاظ اقتصادی، اجتماعی و فناوری، تأثیرات عمیقی بر جهان خواهد گذاشت. هوش مصنوعی، در حال تغییر دادن همه چیز، از روش‌های تولید و توزیع کالاها و خدمات، تا سبک زندگی و کار کردن ماست.

 

فناوری‌هایی که هوش مصنوعی به آن‌ها وارد می‌شود چه تأثیری بر روی مفاهیم نوآوری و خلاقیت خواهند داشت؟

برای پاسخ به این سؤال، بسیار زود است؛ ولی "هوش مصنوعی، بر مفاهیم سنتی مالکیت فکری اثرگذار خواهد بود." موسیقی‌های ساخته شده با هوش مصنوعی، نوآوری‌های ایجاد شده با هوش مصنوعی و ...، منجر به تغییر در مفاهیم عناوینی از جمله آهنگ‌ساز، نویسنده و مخترع خواهند شد؛ ولی اینکه این مفاهیم، به چه چیزی تغییر خواهند یافت، هنوز معلوم نیست.

هدف اساسی سیستم مالکیت فکری، از ابتدا حمایت و تشویق فناوری‌ها و آثار نو و ایجاد پایه اقتصادی برای آن‌ها بوده است. اگر از منظر اقتصادی صرف نگاه کنیم و دیگر اهداف سیستم مالکیت فکری، مانند پاداش مخترع و یا حقوق اخلاقی را کنار بگذاریم، نمی‌توان دلیلی برای عدم حمایت از فناوری یا آثار ساخته شده با هوش مصنوعی پیدا کرد. با این وجود، این مسئله نیاز به فکر و تأمل بیشتری دارد.

استفاده گسترده از فناوری‌های بر پایه هوش مصنوعی، مفاهیم ثابت مالکیت فکری، همچون اختراع، طرح، اثر ادبی و هنری و... را نیز عوض خواهد کرد. این اتفاق در حال وقوع است، ولی در نتیجه مجموعه‌ای از عوامل ناشی از اقتصاد دیجیتالی و نه فقط هوش مصنوعی. به‌طور مثال، علوم تجربی، حجم عظیمی از دانش و نوآوری با ارزش تولید می‌نماید که به عنوان یک اختراع محسوب نمی‌شود ولی باید تدابیری برای ایجاد حقوق برای آن‌ها اندیشیده شود.

دیدگاه‌های اجتماعی زیادی در خصوص این موضوع وجود دارد. به‌طور مثال، موافقان انتشار بدون محدودیت علوم و داده‌ها، نظرشان این است که نباید داده‌های مربوط به این حوزه اختصاصی باشند. آن‌ها استدلال می‌کنند که با توجه به این‌که داده، اساس کار هوش مصنوعی است، باید به صورت رایگان در دسترس بوده تا به توسعه هوش مصنوعی و دیگر کاربردها کمک شود. ولی از طرف دیگر، در اقتصاد پیچیده کنونی، مهم است که جهت تشویق به سرمایه‌گذاری در تولید دانش و آثار بدیع و کمک به رقابت منصفانه، حقوق مالکیت برای دارایی‌های نامشهود در نظر گرفته شود. درست این است که در این خصوص تعادلی ایجاد شود.

مالکیت فکری داده‌ها و الگوریتم‌ها، چالش دیگری است که ما با آن مواجه هستیم. به‌طور مثال، شما چگونه می‌خواهید حق مالکیت برای الگوریتمی که پیوسته در حال تغییر است، ایجاد نمایید. تا حدی که برخی از الگوریتم‌ها، یک سال پس از ثبت درخواست، کاملاً عوض می‌شوند. این یک مورد از مشکل‌های این حوزه است که با آن روبه‌رو هستیم و باید راه‌حلی برای همه آن‌ها پیدا کنیم.

 

آیا این‌ها به معنی این است که سیستم  کنونی، دیگر کارایی نخواهد داشت؟

خیر، آمارها چیز دیگری می‌گویند. درخواست‌های مالکیت فکری در سراسر جهان، در حال پیشی گرفتن از نرخ رشد اقتصادی است. سیستم مالکیت فکری که ما با آن کار می‌کنیم، چیزی نیست که بتوان آن را از رده خارج کرد و استفاده از آن، روزبه‌روز بیشتر می‌شود. اما چالش‌های جدیدی برای آن ایجاد می‌شود که نیازمند افزودن لایه‌های جدید به این سیستم است و نه جایگزینی آن با سیستم دیگر.

 

متأسفانه در فضای دیجیتال، برای خالق اثر هنری دشوار است که منافع کار خود را دریافت کند. آیا موج جدید دیجیتالی شدن آثار، این مشکل را تشدید می‌کند؟

ممکن است هوش مصنوعی، باعث ایجاد مشکل برای خالقین آثار هنری بشود. اما اگر شما نمونه‌ای از موسیقی ساخته شده به وسیله هوش مصنوعی را پردازش کنید، مشاهده می‌کنید که فرم دیجیتالی شده آثار موسیقی‌دان‌های مختلف، مثل موتزارت، بتهوون و یا یک موسیقی‌دان معاصر، به الگوریتم‌های هوش مصنوعی تغذیه شده است. مسئله این است که تا کدامین مرحله باید برای داده‌هایی که منشأ انسانی دارند، حقوق قائل شویم.

رویکردهای سیاسی مختلفی در ارتباط با هوش مصنوعی و داده وجود دارد که حوزه‌های مختلفی از جمله امنیت داده، صحت داده، تأثیر داده و هوش مصنوعی بر رقابت در بازار، امنیت ملی، نیروی کار و مالکیت، اتخاذ شده است. فعلاً ما در حال آماده‌سازی خطوط راهنما برای تحلیل هستیم.

 

چرا مسئله هوش مصنوعی در اولویت‌های وایپو و حوزه مالکیت فکری قرار گرفته است؟

سه عامل عمده باعث شده است که از هوش مصنوعی در مدیریت سیستم مالکیت فکری استفاده شود. اولین عامل، حجم بالای درخواست‌ها است. طبق آخرین آمار در دست، در سال  ۲۰۱۶ میلادی، در حدود ۳.۱ میلیون درخواست پتنت، ۷ میلیون درخواست برای علائم تجاری و ۹۶۳ هزار درخواست برای طرح‌های صنعتی در سراسر جهان ثبت شده است. بررسی این حجم وسیع از درخواست‌ها، خارج از ظرفیت‌های منابع انسانی در دسترس است. برای مثال، در حوزه علائم تجاری و طرح‌های صنعتی، قضاوت دادگاه یا دفاتر مالکیت فکری در خصوص قابلیت ثبت علامت تجاری یا طرح، با رجوع به طرح‌ها و علائمی که قبلاً ثبت شده‌اند، صورت می‌گیرد. جستجو میان میلیون‌ها طرح یا علامت تجاری، برای اینکه مشخص شود طرح و علائم ارائه شده قابلیت ثبت دارند، برای انسان کار بسیار مشکلی است. همین مسئله، باعث شد که وایپو بر پایه هوش مصنوعی، یک ابزار جستجوی تصاویر توسعه دهد. این ابزار، در پایگاه داده وایپو قرار داده شده است و اولین در نوع خود است که نتایج جستجو را در عرض چند ثانیه و با دقت بسیار بالا، ارائه می‌دهد.

هزینه و کیفیت، عوامل بعدی در استفاده از هوش مصنوعی در این حوزه است. با توجه به درخواست‌های روزافزون برای حفاظت از حق مالکیت فکری، ابزارهایی که بر پایه هوش مصنوعی کار می‌کنند، باعث بهبود کیفیت امور و کاهش هزینه‌های اداری می‌شود.

 

پیش‌بینی شما در مورد استفاده از هوش مصنوعی برای بهبود مدیریت سیستم مالکیت فکری چیست؟

در آینده، سیستم‌های مبتنی بر هوش مصنوعی، نقش مهمی در این زمینه خواهند داشت. با توجه به هزینه‌های لازم برای جمع‌آوری مجموعه داده‌ها، جهت تغذیه سیستم‌های هوش مصنوعی، باید اشتراک‌گذاری منابع تشویق شود. امیدوارم که در آینده، به منظور استفاده از سیستم‌های مبتنی بر هوش مصنوعی در حوزه «IP»، جامعه جهانی مالکیت فکری بتواند به سطح بالایی از همکاری دست یابد.

رویکردی که وایپو در پیش گرفته است، توسعه سیستم‌های بر پایه هوش مصنوعی، با استفاده از داده‌های کشورهای عضو و مؤسسات همکار است. در مقابل، این سازمان سیستم‌های توسعه‌یافته خود را با اعضا به اشتراک می‌گذارد. به‌طور مثال، وایپو نرم‌افزار «WIPO Translate» را،  جهت ترجمه دانش پیشین توسعه داده است که بر پایه هوش مصنوعی کار می‌کند. این ابزار، در دسترس ۱۴ سازمان منطقه‌ای و دفاتر ثبت اختراع متعددی در سراسر جهان قرار گرفته است. تمامی این اعضا، می‌توانند از این سیستم سود ببرند و داده‌های خود را جهت بهبود عملکرد سیستم، در اختیار آن قرار دهند و بدین صورت، ما می‌توانیم این‌گونه ابزارها را به بهترین و کاراترین صورت توسعه دهیم.

 

واضح است که وایپو در استفاده از هوش مصنوعی در حوزه مالکیت فکری، پیشرو بوده است. آیا این سازمان به استفاده از این فناوری در زمینه‌های دیگر نیز فکر می‌کند؟

وایپو در حال اصلاح و بهبود ابزار جستجوی علائم تجاری و ابزار «WIPO Translate» است. طبقه‌بندی خودکار پتنت‌ها، کالاها و خدمات، از دیگر کاربردهای بالقوه هوش مصنوعی است. این سازمان، اخیراً طی همکاری که با متخصصین هوش مصنوعی از دانشگاه ژنو داشته است، ابزار طبقه‌بندی خودکار پتنت که با فناوری شبکه‌های عصبی کار می‌کند را، به سیستم طبقه‌بندی خود «IPC» افزود. این ابزار که به نام «IPCCAT-neural» شناخته شده است، هر ساله با اطلاعات جدید پتنت‌ها، به‌روز شده و جستجوی دانش پیشین را آسان می‌نماید که این مسئله، به بررسی‌کنندگان درخواست‌ها، بسیار کمک می‌کند. هوش مصنوعی، نقش مهمی در تسهیل جستجو و بررسی پتنت‌ها دارد.

همچنین ما به دنبال استفاده از این فناوری در ابزارهای پاسخ‌گویی هوشمند در قسمت خدمات به مشتریان وایپو هستیم. در گذر زمان، این ابزار کلیدی‌ترین قسمت سیستم ارائه خدمات به مشتریان می‌شود که منجر به عملکرد بهتر ما در پاسخ به جستجوهای روزافزون، خواهد شد. زمینه‌های دیگری نیز وجود دارد که می‌توان از این فناوری برای مدیریت کارا و قدرتمند مالکیت فکری، در آن‌ها استفاده نمود.

 

آیا فناوری بلاک‌چین، نقشی در مدیریت سیستم‌های مالکیت فکری دارد؟

علیرغم مباحث داغ و گسترده‌ای که در مورد بلاک‌چین در حوزه مالکیت فکری وجود دارد، به نظر من این سیستم برای وظایف مهمی چون اعطای حق مالکیت که توسط یک کشور یا سازمان عمومی انجام می‌شود، مناسب نیست. من در یک سیستم پراکنده مانند بلاک‌چین، قابلیت انجام کارهای مهمی همچون اعطای حق مالکیت را نمی‌بینم  ولی این سیستم، می‌تواند برای ثبت تراکنش‌های مربوط به پتنت‌ها و حقوقی که اعطا شده‌اند، ایده‌آل باشد. این فناوری، می‌تواند کاربردهای زیادی در زمینه استفاده، خرید و فروش و اعطای لیسانس داشته باشد.

 

جذب هوش مصنوعی توسط جامعه جهانی فعال در حوزه مالکیت فکری را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

هنوز در ابتدای راه هستیم ولی آن طوری که مشاهده می‌شود، دفاتر مالکیت فکری، به موضوع هوش مصنوعی بسیار علاقه‌مند هستند و آن را فرصتی برای کاهش هزینه‌ها و افزایش کیفیت می‌بینند که از طرفی، مدیریت حجم عظیم اسناد را  برای آن‌ها تسهیل می‌کند. عمده تمرکز ما در ماه‌ها و سال‌های آینده، روی این فناوری و ترویج آن خواهد بود.

 

موانع استفاده گسترده از سیستم‌های مبتنی بر هوش مصنوعی در دفاتر چه هستند؟

ایجاد ظرفیت استفاده از این سیستم‌ها، بزرگ‌ترین مشکل است. تعداد متخصصین هوش مصنوعی که دانش لازم را دارند، محدود است و این مسئله، ایجاد ظرفیت در داخل سازمان، برای طراحی سیستم‌ها را با مشکل مواجه نموده است و منجر به لزوم پرداخت هزینه بیشتری به شرکت‌های خصوصی فعال در زمینه هوش مصنوعی شده است.

دفاتر کوچک، برای استفاده از این سیستم‌ها مشکلات بیشتری دارند. سیستم‌های هوش مصنوعی، به داده‌ها متکی هستند و دفاتر کوچک، داده‌های کمتری در اختیار دارند و از طرف دیگر، عامل حجیم بودن منابع و اطلاعات که در تشویق دفاتر بزرگ به توسعه و بهره‌برداری از این سیستم‌ها مؤثر است، در مورد دفاتر کوچک که حجم درخواست‌ها توسط نیروی انسانی قابل بررسی و مدیریت است، وجود ندارد.

 

چالش‌های سیاسی پیش روی استفاده از هوش مصنوعی برای مدیریت دارایی‌های فکری چه هستند و وایپو برای حل آن‌ها چه فکری کرده است؟

امسال وایپو یک گفتمان جهانی در خصوص چالش‌های مطرح در حوزه مالکیت فکری، به‌ویژه کاربرد هوش مصنوعی در این زمینه، راه انداخت. ما یک همایش در رابطه با این موضوع میزبانی کردیم. مسائل مهمی از جمله این‌که هوش مصنوعی چگونه می‌تواند مفاهیم مالکیت فکری را تغییر دهد، در آن مطرح شد. این شروعی موفقیت‌آمیز برای ما بود. هرچند که این گفتمان زمانی اتفاق افتاد که به نظر من، جهان در بدترین وضعیت خود از حیث قانون‌گذاری چندجانبه طی ۷۰ سال اخیر قرار داشت. این خود یک مشکل اساسی است که مالکیت فکری با آن مواجه است و باید حل شود چراکه مالکیت فکری و فناوری، یک پدیده جهانی است. اختراعات خیلی کمی وجود دارد که مختص به یک منطقه خاص باشد. بدین دلایل، ما نیاز داریم که به یک راه‌حل جهانی، برای همکاری و به اشتراک‌گذاری منابع برسیم.

 

آیا همکاری‌های چندجانبه مسئله مهمی است؟

بله بنا به چندین دلیل، بسیار مهم است. دلیل اول این است که همکاری و اشتراک‌گذاری سیستم‌ها و ابزارهای مالکیت فکری در سراسر دنیا، نیازمند توسعه همکاری‌های چندجانبه است. دلیل دوم این است که یکی از عملکردهای سیستم مالکیت فکری، تضمین رقابت منصفانه است. قانون‌گذاری چندجانبه، یک روش مثبت و سازنده برای نیل به این هدف است و از آنجا که در آینده، مالکیت فکری به عنوان یکی از صحنه‌های رقابت شرکت‌ها خواهد بود، همکاری چندجانبه و قوی، بسیار الزامی است. دلیل سوم این است که فناوری‌های استفاده شده برای مدیریت مالکیت فکری در دفاتر، پیوسته و با سرعت بالا در حال تکامل است. در چنین فضایی، همکاری‌های چندجانبه، مکانیسم مهمی برای حمایت از ایجاد ظرفیت و اشتراک‌گذاری است و کمک می‌کند که فاصله فناورانه موجود بین این مراکز زیاد نشود.

 

برنامه‌های بعدی وایپو در این حوزه چه هستند؟

ما به انجام همکاری‌ها برای توسعه و بهره‌برداری از سیستم‌ها و ابزارهای متکی بر هوش مصنوعی در حوزه مدیریت مالکیت فکری می‌پردازیم و در خصوص تکمیل قوانین و سیاست‌های مربوط به فناوری‌ها و آثار مبتنی بر هوش مصنوعی، گفتمان‌های بین‌المللی برگزار خواهیم کرد.